تبليغاتX
head> عاشق کربلا

اگه یادتون باشه توی یکی از پستهای اول محرم براتون گفتم که یه حدیثی داره که هرکس برای امام حسین گریه کنه با حضرت زهرا همدردی کرده و  اون حضرت را در گریه کردن برای امام حسین یاری کرده  با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم همدردی کرده و حق ما اهل بیت را  ادا کرده" همونطور که میدونید در هر شهری از شهرهای ایران یه آداب و رسوم خوبی برای عزاداری امام حسین علیه السلام دارن.  توی مدتی که من درتهران ساکن بودم یه رسم خیلی قشنگی رو در تهران دیدم که مناسب دیدم اینجا با عکسهاش براتون بگذارم. در آخرین شب از ماه صفر مردم تهران از ساعت ۱۲ شب به بعد میرن در مساجد تهران  و یه رسم خیلی قشنگی دارن که مشروحش اینه که برای عرض تسلیت به پیامبر اکرم و حضرت زهرا و شادباش گفتن به آن بزرگواران برای تموم شدن ماه محرم و صفر که ماه غم و حزن و اندوه برای اهل بیت علیهم السلام بوده و مصائب زیادی در این دوماه برای اهل بیت اتفاق افتاده درب هفت تا مسجد رو میزنن . جالبه بدونین درب تمام مساجد بسته هست و فقط مردم میان درب مساجد رو میزنن و حاجاتشون رو هم به حضرت زهرا علیها السلام میگن و اینطور که من از چندتاشون پرسیدم گفتن تا حالا برای برآورده شدن حوائج هم خیلی موثر بوده و هرکس سال قبل تجربه کرده و به حاجتش رسیده به دیگران هم توصیه میکنه که برن و این مراسم رو انجام بدن از دیگر کارهای جالبی که مردم در این شب انجام میدن یکی روشن کردن شمع که بعضی از اونها شمعهای تزیینی خیلی قشنگی رو روشن کرده بودن، پخش شکلات بین مردم که بعضی وقتها مقداری از شکلاتها رو هم لای شبکه های درب مساجد میگذارن، و دیگر اینکه شاخه گلهایی که با خودشون آوردن رو به درب مسجد می چسبونن . خوب اگه توی تهران هستید بد نیست ساعت ۱۲ به بعد تا نزدیکهای اذان صبح یه سری به مساجد شهر خصوصا توی منطقه ۱۲ بزنید .  برای دیدن عکسهای این مراسم روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/28ساعت 14:46  توسط عاشق کربلا  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 12:40  توسط عاشق کربلا  | 

ه مطلبی هست که  انشالا شاید توی پستهای بعدی کاملش کنم ولی من به این نتیجه رسیدم که بساط امام حسین و دستگاه نوکری امام حسین از اول تا اخرش همش به نام حضرت زهرا هست یعنی چه یه دونه کبریت شکسته از روی فرش مجلس امام حسین برداری، و چه فرش مجلس امام حسین رو جارو کنی، و چه گریه کنی ، چه کربلا بری ، چه توی کربلا شهید بشی برای یاری حسین و از اصحاب امام حسین باشی همه اش با حضرت زهرا طرف هستی

نمونه اش : گفتم براتون که امام صادق علیه السلام فرمود هر کی برای امام حسین گریه کنه مادر حضرت زهرا را یاری کرده و با مادرم فاطمه زهرا همدردی کرده

2 . امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا حضرت زهرا علیها السلام حاضر میشوند نزد قبر امام حسین و برای زائرین امام حسین استغفار میکنند ( یا زهرا ..... خوش به حال اونایی که تازه کربلا بودن) .

3 . بگذارین اینجا نام خودم رو جزو روضه خونهای قمر بنی هاشم حضرت اباالففضل بنویسم کنار نهر علقمه وقتی که آقا حضرت ابالفضل از اسب روی زمین قرار گرفت بمیرم .... هر کی از اسب می افتاد روی زمین دست داشت دست خودش رو سپر قرار میداد با دست روی زمین می افتاد ولی من قربون اون آقایی برم که دست در بدن نداشت میگن با صورت روی زمین قرار گرفت اون هم با چه بدنی که نوشته اند "صار کالقنفذ" یعنی مثل جوجه تیغی پر از تیر شده بود بدن آقام ابالفضل دست هم که در بدن نداره تیر هم به چشمم اصابت کرده اون وقت میگن یه چنین موقعی آقا اباالفضل صدا زد برادر آقایی که یه عمر امام حسین را این طور صدا می زد "سیدی و مولای" تا حالا فکر کردید که ! چی شد که اینجا صدا زد برادرم حالا دیگه برادرت رو دریاب آخه میگن اینجا بود که آقا ابالفضل دیدن یه خانمی داره صدا میزنه آفرین پسرم عباسم خوب از حسینم حمایت کردی فکر کنم اقا ابالفضل هم برای همین امام حسین را به برادری صدا زدند و عرض کردند برادرم حالا دیگه برادرت رو دریاب. بله بی بی فاطمه زهرا اومدن از قمر بنی هاشم تشکر کردن که از حسینشون حمایت کرد .

یه شعر قشنگی دیدم که نوشته بود

: روزی اگر خدا دهد به یمن مرتضی دهد

بود به نام فاطمه سفره سرای کربلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 11:50  توسط عاشق کربلا  | 

1. معصومیت رو نگاه کن

2. یا علی اصغر حسین

3. یا علی اصغر حسین "3"

4 . محله ارامنه تهران چهاراه نظام آباد / سقاخانه

5. این هم یه عکس دیگه با تشکر از حسن آقا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/11ساعت 21:55  توسط عاشق کربلا  | 

امام صادق علیه السلام در یه حدیث خیلی مفصلی به زراره فرمودن : «و ما من باک یبکیه الا وقد وصل فاطمه و اسعدها علیه و وصل رسول الله و ادی حقنا» هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمیکند مگر اینکه با حضرت زهرا علیها السلام همدردی کرده و دل آن حضرت را خنک کرده، و آن حضرت را در گریه کردن بر امام حسین یاری کرده و با پیغمبر هم همدردی کرده و حق ما اهل بیت را ادا کرده است. هیچ بنده ای در روز قیامت محشور نمی شود مگر اینکه چشمانش گریان است مگر گریه کنندگان بر جدم امام حسین که آنها با چشمانی خندان و روشن وارد محشر میشوند، همه ی خلایق در حال عرضه شدن بر حساب و کتاب و نامه اعمال و پل صراط هستند اما گریه کنندگان جدم امام حسین در زیر عرش الهی و در زیر سایه عرش در کنار اربابشان امام حسین علیه السلام نشسته اند و با آن حضرت گفتگو می کنند و هیچ از سختی حساب و کتاب نمی ترسند. هنگامی که به آنها گفته میشود وارد بهشت شوید آنها خودداری میکنند و در کنار اربابشان امام حسین می نشینند و همنشیین با اربابشان امام حسین را بر بهشت ترجیح میدهند . تا اینکه حورالعین ها فرستاده ای را به بهشت می فرستند و به آنها پیغام میدهند که خدا ما را برای شما خلق کرده و ما مشتاق شما هستیم ولی آنها سرشان را هم بلند نمی کنند که ببینند که چه کسی و از طرف چه کسانی برای آنها پیغام آورده است زیرا همه سروری و بزرگی و آقایی را در کنار اربابشان حسین علیه السلام می بینند و همانا دشمنان گریه کنندگان امام حسین علیه السلام را وارد محشر می کنند در حالی که موهای پیشانی آنها را گرفته اند و بر روی زمین می کشند وقتی چشمشان به این درجه و مقام گریه کنندگان بر امام حسین علیه السلام می افتد این آیه را می خوانند که«ما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم» یعنی چرا ما امروز شفاعت کننده و دوست مهربان و دلسوزی نداریم.

راستی که امام حسین رفیق خوب و دلسوزی برای ما توی این دنیا هست یه شعر خیلی قشنگی یادمه البته خیلی قدیمیه مال حدود هجده سال قبله ولی خیلی جالبه

آی عاقلا بیاین بیرون از خونه

ما را تماشا بکنین به ما میگن دیونه

از کوچیکیم تا به حالا یه دوست خوبی داشتم

به پای این دوست خوبم جوونیمو گذاشتم

اسم مقدسش دلو می لرزونه به قرآن

من چی بگم دیوونه هاش بهش میگن حسین جان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 16:57  توسط عاشق کربلا  | 

خيمه ماه محرم زده شد در دل ما

باز نام تو شده زينت هر محفل ما

جز غم عشق تو ما را نبود سودایی

عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما (حسان)

سلام ماه محرم هم با عطر و بوی حسینی خودش از راه رسید ، دوباره ماه محرم اومد و این دلها رو دیوونه حسین کرد، یعنی میدونی جزبه ی عشق امام حسین مثل آهن ربا این دل های زنگ زده و آلوده به گناه ما را به خودش میکشونه هرچه هم آلوده باشه مثل این دل سیاه و زنگ زده عاشق کربلا که مثل میخ زنگ زده باشه آخرش جذبه ی عشق امام حسین به طرف خودش میکشونه. به خدا قسم اگه بفهمیم مجلس امام حسین یعنی چه؟ دهه ی محرم یعنی چه؟ دیگه تا آخر عمرمون هر وقت می خوایم وارد مجلس امام سحین بشیم اول اذن دخول حرم امام حسین رو می خونیم بعد وارد مجلس امام حسین میشیم همون اذن دخولی که موقع ورود به حرم امام حسین یا امامای دیگه می خونیم .. اول میگیم ءادخل یا الله خدایا اجازه می دی وارد مجلس حسینیت بشم؟ ءادخل یا رسول الله ؟ یا رسول الله اجازه می دی وارد مجلس عزیز دلت حسین بشم ؟ ءادخل یا فاطمه الزهرا ؟ بی بی جون خانم فاطمه ی زهرا اجازه می دی وارد مجلس عزیز دلت حسین بشم؟ ء ادخل یا ملائکه الله الحافین حول هذا الحرم الشریف ؟ آی ملائکه ای که اطراف این حرم شریف هستید ؟ - اینجا حرم یعنی همون مجلس با عظمت امام حسین که وقتی واردش میشی اگه خوب چشم دلت رو باز کنی می بینی که انگاری یه گوشه از حرم امام حسینه - اجازه میدید منم وارد مجلس امام حسین بشم؟

می دونم که تا اینجا همه ی شما با من هم عقیده اید ... ولی خوب چه کنیم گناه چشمای دلمون رو کورکرده ، گوشهای دلمون رو کر کرده و نمی تونیم بشنویم و ببینیم که چه خبره تو مجلس امام حسین برای همین خیلی هامون وقتی می ریم کربلا خیلی راحت و ریلکس وارد حرم امام حسین میشیم ! و راحت تر از اون وارد .... قتلگاه ابی عبدالله ... همون جایی که ..... یا حسین .... یا حسین .....!

بزار برات خلاصه ی یه قضیه ای رو از قول مرحوم ملا آقای دربندی بگم می گه یکی از اشراف و بزرگان هند بلند شد رفت کربلا و در یکی از کاروانسراهای کربلا اتاق گرفت . یه شیش ماهی شد که این بنده ی خدا کربلا بود ولی اصلا یه مرتبه هم پاش رو توی حرم امام حسین نگذاشت، فقط روزها می رفت روی پشت بام کاروانسرا و یه سلام به امام حسین می داد یه سلام هم به حضرت اباالفضل و مدت زیادی هم گریه می کرد و میومد پایین و این زیارت این بنده ی خدا بود . کم کم خبرش تویه شهر ییچید اومدن بهش گفتن چرا نمی ری توی حرم امام حسین گفت اینش دیگه به خودم مربوط میشه یه سری داره که نمی تونم برم توی حرم امام حسین علیه السلام اصرار کردن گفت ببینین هر چه بخواین بهتون پول میدم اما از امن اینو نخواین که برم تویه حرم امام حسین گفتن نه این کار تو خیلی زشته و اگه مردم بفهمن که تو اینطوری اومدی کربلا دیگه کم کم همه میان کربلا و پاشون رو هم توی حرم نمی گذارن خلاصه مجبورش کردن که بلند شه بره حرم امام حسین علیه السلام . اما با چه حالی! غسل کرد بهترین لباسهاش رو پوشید و روانه حرم شد ولی اشک میریخت تا رسید به درب حرم امام حسین علیه السلام اونجا که رسید اونقدر اشک ریخت تا غش کرد وافتاد روی زمین وقتی به هوشش آوردن دیدن مثل جوجه ای که توی آب افتاده باشه به خودش می لرزه و رنگ صورتش زرد و انگاری نصف روح از بدنش بیرون اومده باشه با اینحال بردنش توی حرم وقتی رسید به درب حرم امام حسین فریادی زد گفت اهذا مصرع سید الشهداء؟ ایا اینجا همونجاییه که عزیز دل زهرا از اسب بر روی زمین قرار گرفت ؟ اهذا مقتل سید الشهداء ؟ اینجا همونجاییه که عزیز دل زهرا را کشتن؟ و افتاد روی زمین و از دنیا رفت. آره عزیز من اگه من تو هم وقتی می ریم کربلا اگه ملائکه دست روی قلبمون نگذارن و بفهمیم که کجا رفتیم و پا کجا گذاشتیم به خدا همون دم جان میدیم و اینم شاید خودش یه لطفی باشه از طرف خود ارباب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 10:18  توسط عاشق کربلا  | 

بچه بودم که مادرم حرز تو گردنم میکرد

وقتی محرم میومد پیرهن سیاه تنم میکرد

لباسه پادشاهیه پیرهن سیاهه روضه هات

میخوام بشم آقا فقط خاکه پای غلام سیات

سیاه پوشه حسینیه بهشت دنیایه  منه

بنازمش همه میگن حسین فقط ماله منه

ماه محرم هم رسید  و  موقع به تن کردن احرام عشق، لباس سیاه که تنت می کنی این سینه ات عزاخونه امام حسین میشه، خونه ی دلت رو وقف حضرت زهرا می کنی ، فقط حواست باشه که وقتی لباس سیاه پوشیدی اول حرفات رو با حضرت زهرا  علیها السلام بزن، بگو بی بی جان شنیدم فرزندت امام صادق علیه السلام فرموده: هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمی کنه مگر اینکه دل مادرمون حضرت زهرا علیها السلام را به دست آورده وبا اون حضرت همدردی کرده و مادرمون رو توی گریه کردن برای امام حسین علیه السلام یاری کرده! بی بی جان به خدا خودت می دونی که من این لیاقت رو توی خودم نمی دونم که بخوام با شما همدردی کنم ولی بی بی جان خودت خوب می دونی که وقتی ماه محرم میشه توی این دل من زلزله میشه، انگاری دیگه این دل سیاه و آلوده از گناه هوایی میشه، بدجوری هم هوای کربلا به سرش می زنه، نکنه یه وقت منو به خاطر گناهانم از در خونه ی حسینت رد کنی، حاشا به کرمت خانم!

بی بی جان ! ( اینها را دارم برای تو عزادار حسین و سینه زن امام حسین میگم که امشب حواست رو جمع کنی و بدونی برای کی داری گریه میکنی، بدونی که این گدایی در خونه امام حسین را به هر کسی نمی دن! قدر خودت رو بدون مواظب باش کلاه سرت نره حواست رو خوب جمع کن ببین از امشب چه طور می تونی دل فاطمه زهرا علیها السلام رو به دست بیاری ! یه وقت چشمات رو باز می کنی می بینی دهه ی محرم تموم شد و مثل من سرت بی کلاه موند!

باز هم به قول مرحوم حاج احمد  دلجو که از نوکرای با اخلاص امام حسین توی تهران بود میگفت : بساط امام حسین حاجب و دربون نداره اما هرکسی رو هم راه نمی دن خوب حالا دیگه کم کم آماده بشین برای پوشیدن احرام عشق! بسم الله رو بگین از خدا بخواهین که خودش کمکتون کنه بتونین مرحمی به دل داغدیده فاطمه زهرا بگذارین

حالا برات یه چیزی بگم تا این دلت امشب حساب کار خودش رو بکنه! نمی دونم شما هم شنیدید که یه روز پیغمبر صلی الله علیه و آله اومدن توی خونه ی حضرت زهرا دیدن حضرت زهرا دارن گریه میکنن فرمود دخترم چرا گریه میکنی ؟ فرمود بابا این فرزندی که در رحم دارم با من صحبت میکنه فرمود خوب این که گریه نداره! صدا زدند بابا آخه چند روزیه که لحن خطابش با من عوض شده! میگه اناالغریب انا المظلوم انا العطشان انا الشهید یعنی مادر من غریبم من مظلومم من شهیدم من تشنه ام من شهیدم ! یه وقت پیغمبر فرمودند: دخترم فرزندم حسین راست میگه او را غریبانه با لب تشنه بین دو نهر آب شهیدش می کنن

یه وقت حضزت زهرا  شروع کرد به گریه کردن صدا زد بابا حسین من را کی شهید میکنن ؟ فرمود : فی زمان خال منی و منک و من ابیه و من اخیه یعنی  یه وقتی که نه من هستم نه تو هستی نه باباش امیر المومنین و نه برادرش امام حسن  اینجا بود که حضرت زهرا دومرتبه شروع کردن به گریه کردن بعد صدا زدند ( آی بچه هیئتیها گریه کنای امام حسین ) یعنی بابا یا رسول الله یعنی حسین من گریه کن نداره ؟

پیغمبر فرمودند : نه دخترم غصه نخور به زودی عده ای از خوبان امت من خواهند آمد مردانشون برای مردان اهل بیت من گریه می کنن و زنانشون هم برای زنان اهل بیت من و هر سال عزاداری برای حسین من را گروهی پس از گروه دیگر و نسلی پس از نسل دیگر ، سال به سال تجدید می کنند و بر پا میکنن  روز قیامت هم من دست مردانشون رو میگیرم و شفاعتشون می کنم و تو هم شفاعت زنهای آنها را می کنی

خوب حالا برو امشب ببین  دل حضرت زهرا علیها السلام رو چطوری به دست می آری بگو  اگه اون روز  عصه می خوردی که حسینت گریه کن نداره امروز ما هستیم یا زهرا ! یا زهرا یازهرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/28ساعت 5:19  توسط عاشق کربلا  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان

1 d

آقا جون امام زمان ! فردا روز عید قربونه و حاجی ها همه گوسفندهاشون رو قربونی می کنن & من هم برای قربون این جون ناقابلم رو به درگاهت پیشکش می کنم

یابن الحسن آقا جونم قربون اون قدمهات برم فردا روز عیده و مردم همه به دیدن بزرگترهاشون می رن دست اونها رو می بوسن و از اونها عیدی می گیرن، خوب ما هم می خوایم بیایم به پابوست دستت رو ببوسیم قدمهای نازنینت رو ببوسیم و از دستت عیدی بگیریم راستی میگن "

شب گر رخ ارباب نبیند سخت است  *  نو کر رخ ارباب نبیند سخت است

ما نوکر ارباب تویی مهدی جان    *    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

خوشا به احوال اون حاجی که در این سفر حجش چشمش به جمال بی مثالت روشن شد، و لبخند رضایت را بر لبهای مبارکت دید، خوشا بر احوال علی بن مهزیار که بیست سفر به زیارت خانه خدا رفت به این امید که جمال بی مثال یوسف زهرا رو زیارت کنه که سال بیستم نمی خواست بره ولی توی خواب یه نفر بهش مژده داد که بیا امسال سال وصاله

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود    *   حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست 

خوشا بر احوالت علی بن مهزیار که توی طواف خانه خدا مژده وصال محبوب رو بهت دادن ، امام زمان! چه خوب می شد که این لیاقت رو به من هم می دادی که بیام اونجا و توی صفا و منا و عرفات خانه خدا و کنار حرم نورانی و مطهر ائمه بقیع علیهم السلام قدم بزنم و اونجا بگم

نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواهم

که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی

عید سعید قربان بر همگی شما مبارک باد 

نمی دونم کدوم یک از شما هم به زیارت خانه خدا رفتین و هم نجف اشرف پا توی حرم امیر المومنین گذاشتین، اگه هر دو جا را رفته باشین خوب می دونین که وقتی آدم پا توی حرم امیر المومنین می گذاره همه غم و غصه ها و درد و مصیبتها و خستگی های دنیا رو فراموش میکنه، و گویا لحظاتی که اونجاست اصلا دنیا رو فراموش می کنه

و به قول فواد کرمانی که چه شیرین هم گفته :

بهشت را بهشته ام بهشت من من علی بود

امام زمان! تو هم فرزند همین امیرالمومنین هستی آقا قربون صفای تو که بوی صفای جدت امیر المومنین علیه السلام رو میده راستی که کعبه و منا و عرفات و صفا و مروه بدون تو صفایی نداره و وقتی برای من صفا داره که تو رو هم اونجا ببینم وبا عشق تو اونجا قدم بزنم

راستی بچه ها نظرتون درباره این شعر چیه که میگه :

جنت و نیران ندانم چیست اندر کیش من

قرب تو جنت بود بعد تو نیران است و بس

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 21:36  توسط عاشق کربلا  | 
می دونین یه غصه هست که خیلی آدم رو می سوزونه و اونهم غربت امام باقر علیه السلامه. امشب شب شام غریبان پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، شکافنده علوم،   حضرت باقر العلوم  علیه السلام هست، ولی بمیرم برای غربتش که شب شام غریبانش هیچ کس توی مدینه نیست آخه همه ی حاجی ها که رفتن به مکه و حتی خیلی از شیعه های مدینه، نه شمعی، نه چراغی، نه زائری، نه گنبد و بارگاهی، بمیرم برای غربتت آقا جون

بقیع

شب که تاریک است و در بر روی مردم بسته است

زا ئری چون مهدی صاحب زمان دارد بقیع

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/08ساعت 3:27  توسط عاشق کربلا  | 

السلام علیک یا محمد بن علی الجواد

شهادت نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت را به شما تسلیت عرض می نماییم .

یا امام جواد

این هم یه عکس قدیمی از حرم حضرت جواد الائمه و آقا موسی بن جعفر علیهما السلام .

زاده زهرا میان حجره افغان می کند

درد دل با کردگار حی سبحان می کند

گاه می پیچد ز درد و گاه می نالد ز غم

گاهی اظهار عطش با قلب سوزان می کند

بسکه جانسوز است آه و ناله ی آن شاه دین

شعله بر جان می زند دل را پریشان می کند

تا سه روز آن پیکر قرآن ناطق را عدو

همچو گنجی پر بها در خانه پنهان می کند

 خدا را به حق آقا جواد الائمه علیه السلام و به سوز جگر آن امام مظلوم قسم می دهیم فرج آقایمان امام زمان را نزدیک بفرماید .

انشالا همتون را به زودی زود تو صحن و سرای با صفای آقا امام جواد و حضرت موسی بن جعفر در کاظمین ببینم . به امید اون روز یا علی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 10:22  توسط عاشق کربلا  | 
يه استادی داشتم خدا رحمتش کنه  اين قضيه را از قول او ميگم
تو بازار برده فروشا ديدن يه غلامی رو  آوردن بفروشنش اين غلام زير لب زمزمه ای داشت رفتن جلو ديدن اين غلام داره می گه آقای من! ارباب من! درسته من غلام خوبی برای تو نبودم،  اما تو خوب مولايی برای من بودی اقای من اگه تو مرا بفروشی هزاران غلام بهتر از من گيرت مياد اما ارباب من اگه تو من رو بفروشی ديکه کجا اربابی به خوبی تو  پيدا کنم ؟‌
گر چه سيه رو شدم غلام تو هستم
خواجه مگر غلام سياه ندارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 19:10  توسط عاشق کربلا  | 
آقا عجب خدای خوبی داریم نمی دونم تا حالا چقدر بهش فکر کردین و هر کدوم از شما تا چه حد لطف او را توی زندگیتون حس کردین. نمی خواد خودتون رو ازش دور بدونین اون از رگ گردن به همه ی ما نزدیکتره فقط امشب می خوام یه حدیث از فرمایشات خود خداوند متعال را براتون بگم که بدونین چقدر دوستتون  داره . خلاصه ی حدیث را باشرح مختصرش براتون می گم متن عربیش با آدرسش باشه برای بعد : مضمون حدیث اینه که اگه یه عربی شترش را توی یه بیابون گم کنه چقدر ناراحت می شه چون توی اون بیابون ممکنه که شتر به هر طرفی دلش خواسته رفته باشه و صاحبش از یه طرف دیگه دنبالش بگرده و تازه از شترش دور تر هم می شه ! حالا تصور کنین شترش رو توی او بیابون پیدا کنه (این رو هم داشته باشین که شتر همه ی دارو ندار یه عربه  هم اینکه انیس و مونسش توی مسافرتهاس ، هم اینکه به وسیله ی او رزق و روزیش رو در میاره و هم اینکه از شیرش استفاده مکنه و  ..... ) حالا تصور کنین بهش بگن شترت پیدا شده چقدر خوشحال میشه ( به زبون امروزی به یه نفر بگن ماشین چند میلیونیت که دزدیدن پیدا شده بعضی وقتها ادم از خوشحالی دق میکنه )  خدا می فرماد اگه یکی از بنده های من  (  اگه جوون باشه که دیگه چه بهتر) توبه کنه و بیاد در خونه ی من رو بزنه و بگه خدا من از اون عربه که شترش رو پیدا کرده بیشتر خوشحال می شم !

انصافن خدای خوبی داریم ها ! نه ؟ ! و امروز امام زمان عجل الله فرجه هم که آیینه تمام نمای همین خدا هست همینطور دوستتون داره  بیایین باهاش طرح رفاقت بریزیم و ببینیم اگه یه قدم بریم جلو اون نه ده قدم و صد قدم بلکه هزارها قدم به طرفمون می یاد جلو  

راستی می دونم شما اینجا حرفای خوبی دارین و بهتر از من هم بلدین پس کمکم کنینن و توی نظرات مطلب را ادامه بدین  یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/18ساعت 19:11  توسط عاشق کربلا  | 

یه حدیثی از امام صادق علیه السلام تو بحار الانوار علامه مجلسی دیدم که امام صادق علیه السلام به فضیل فرمودن : ای فضیل آیا دور هم می نشینید و فضائل ما را برای هم بگویید ؟ گفتم بله . فرمود : والله تلک المجالس انی احبها به خدا قسم من فقط اینگونه مجالس را دوست می دارم.

من با اجازه ی همه ی شما خوانندگان عزیز وبلاگ عاشق کربلا از این حدیث این برداشت را کردم که اگه ما می خواهیم که وبلاگهامون مورد علاقه ی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار بگیره باید سعی کنیم از مطالب بیهوده بپرهیزیم و سعی کنیم بیشتر از احادیث اهل بیت و فضائل اونها استفاده کنیم تا انشاء الله مورد نظر آقا امام زمان علیه السلام قرار بگیره نظر شما چیه؟ نظر بدین فقط نخونین برین! چون بنا نیست اینجا فقط من حرف بزنم شماها هم یه چیزی بگین دیگه!  از همه عزیزانی هم که به ما لطف دارن بسیار بسیار ممنون و متشکرم مخصوصا یار ما و آقا سید و آقا سید محمد و دیگر عزیزانی که با نظرات سازنده و ارزنده ی آنان و قدوم نورانی همه ی شما عزیزان پشت ما به نوشتن مطالب این وبلاگ روز به روز گرم تر می شه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/06ساعت 23:42  توسط عاشق کربلا  | 
اعمش میگه: کنیز سیاه نابینایی را تو مدینه  دیدم که به مردم آب می داد و می گفت : بیایید آب بخورید به عشق علی بن ابی طالب علیه السلام. چند وقت بعد اون رو توی مکه دیدم در حالیکه چشمهاش بینا شده بود و باز به مردم آب می داد ولی این بار می گفت : بیایید آب بخورید به عشق اون کسی که خدا چشمهای من رو به برکت او برگردوند . رفتم جلو بهش گفتم : مگه تو همون نیستی که تو مدینه آب به مردم می دادی و کور بودی؟ گفت: چرا . گفتم: پس چی شد بینا شدی؟! گفت: همینطور که مشغول آب دادن به مردم بودم یه مردی اومد و به من گفت: تو خودت رو کنیز علی بن ابی طالب می دونی ؟ گفتم: بله . دستهاش رو به دعا بلند کرد و گفت: خدایا اگه راست میگه چشمهاش رو بهش برگردون . یه وقت دیدم چشمهام بینا  شد . بهش گفت: آقا تو کی هستی ؟ گفت: من خضر هستم و افتخار میکنم که یکی از شیعه های علی بن ابیطالب علیه السلام هستم!

بحار الانوار علامه ی مجلسی جلد ۴۲ صفحه ی ۹

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/03ساعت 15:43  توسط عاشق کربلا  | 

حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام قم

راستی دیشب نرسیدم آپ کنم این قصه را گذاشته بودم برای ولادت حضرت معصومه علیها السلام براتون بگذارم

سید علی رضوی یکی از خدام کشیک حرم حضرت معصومه علیها السلام می گه:

( اون زمونها که هنوز برق توی شهر قم نیومده بود و تازه موتور برق بزرگی برای حرم آورده بودن و چراغهای حرم را با برق موتور برق روشن می کردن ، اول شب چراغهای حرم و گلدسته ها را روشن می کردن و آخر شب هم خاموش می کردن تا نزدیکهای اذان صبح دو مرتبه روشن می کردن و بعد هم نزدیک طلوع آفتاب خاموش می کردن . دریکی از شبهای سرد و برفی زمستان که کشیک حرم نوبت من بود اواخر شب مثل هر شب چراغهای گلدسته ها و حرم را خاموش کردم و خوابیدم اما هنوز پلک چشمهام درست روی هم نرفته بود که یه خانومی را در خواب دیدم که فرمود: بلند شو چراغهای گلدسته های حرم را روشن کن! بیدار شدم اما جدی نگرفتم و خوابیدم. دو مرتبه همان خانم را در خوابد دیدم که فرمود بلند شو چراغهای گلدسته ها را روشن کن. باز بیدار شدم ولی جدی نگرفتم و با خودم گفتم: اگر از من فردا بپرسن چرا دیشب بیخودی موتور برق را روشن کردی من که نمی تونم بگم خواب دیدم چون کسی از من قبول نمی کنه . باز خوابیدم در مرتبه سوم همان خانم با نارحتی فرمود: مگر نگفتم بلند شو چراغهای گلدسته ها را روشن کن ؟! این دفعه دیگه یقین کردم که سری در کار هست و این خود حضرت معصومه علیها السلام بودن که به خواب من اومدن . بلند شدم موتور برق را روشن کردم و چراغهای گلدسته ها را هم روشن کردم و خوابیدم اما نمی دونستم سر کار چیه ؟

صبح که شد بلند شدم ... چراغهای حرم را روشن کردم و دربهای حرم را هم باز کردم و مشغول تهجدو نماز شب شدم ولی همش تو این فکر بود که این خواب دیشب چی بود؟ روز بعد وقتی که ایستاده بودم دم درب حرم و زوار وارد حرم می شدن همین طور که ایستاده بودم یه وقت سه تا از زائرین که داشتن وارد حرم می شدن توجه من رو به خودشون جلب کردن داشتن با هم حرف می زدن و وارد حرم می شدن . یه وقت دیدم یکی از اونها گفت: عجب دیشب حضرت معصومه علیها السلام به فریادمون رسیدها ! اگه دیشب چراغهای گلدسته های حرم روشن نشده بود ما راه قم را پیدا نمی کردیم (چون برف همه جاده ها را پوشونده بود ) و توی اون سرما یا خوراک گرگ بیابون شده بودیم یا اینکه توی برف و یخبندون تلف شده بودیم . اینجا بود که فهمیدم خواب دیشب یه کرامتی بوده از حضرت معصومه علیها السلام .

منبع : کریمه اهل بیت نوشته استاد علی اکبر مهدی پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 4:41  توسط عاشق کربلا  | 

آیه الله العظمی تبریزی قدس سره

آيت الله العظمي شيخ ميرزا جواد تبريزي از مراجع عظام تقليدکه  مدتي پیش به علت عارضه ای که مدت  مدیدی ايشان را ازرده  کرده بود در بيمارستان كسري تهران بستري شده بود امروز دار فانی را داع گفت وی در سال 1305 هجرى شمسى در شهرستان تبريز چشم به جهان گشود . تحصيلات علوم جديد را در شهر تبريز به پايان رساند و در سن 18 سالگى در سال1323 شمسى وارد مدرسه طالبيه تبريز شد و طى چهار سال مقدمات و مقدارى ازسطح را به پايان رساند.در سال 1327 شمسى به حوزه علميه قم عزيمت كرد و دوره سطح را در آنجابه پايان برد و دردرس خارج آية اللّه حجت وآية اللّه العظمى بروجردى شركت كردودركنار آن به تدريس دوره سطح پرداخت . وى در سال 1332 شمسى براى ادامه تحصيل به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس اساتيدى چون : آية اللّه العظمى سيدابوالقاسم خوئى و آية اللّه سيد عبد الهادى شيرازى شركت نمود.ايشان يكى از شاگردان برجسته آية اللّه خوئى به شمار مى رودكه پس از 23 سال حضوردائم درحوزه نجف درسال 1355 شمسى هنگام مراجعت از زيارت حضرت امام حسين (ع )به سمت نجف توسط رژيم عراق دستگيرو به ايران فرستاده شد . وى پس از مراجعت واردحوزه علميه قم شدو تا كنون حوزه درس خارج فقه و اصول ايشان يكى از پر رونق ترين درسهاى حوزه علميه قم بود .

منبع : تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 23:16  توسط عاشق کربلا  | 

 

یا فاطمه المعصومه

السلام علیک یا فاطمه المعصومه

هر که را ره در حریم بضعه ی موسی دهند

روز محشر جایش اندر جنه الماوی دهند

در رواق حضرت معصومه اخت الرضا

پاس خدمت حوریان عالم بالا دهند

گر بهشت جاودانی طالبی در قم بیا

چون برات جنت فردوس را اینجا دهند

در یکی بخشش به هنگام عطای فاطمه

صد هزاران ملک جم دارایی دارا دهند

گز شهنشاهان عطای دنیوی بنموده اند

اندر این دربار هم دنیا و هم عقبی دهند

در سحرگاهان به هنگام مناجات و اذان

خلق را گویی ندا از عالم اعلی دهند

دوستان جای شما خالی که بر زوار او

ای بسا منشور آزادی که با امضا دهند

در رواق دختر باب الحوائج فاطمه

حاجت مردم به امر مادرش زهرا دهند

واصلا گر معرفت باشد کسی را در حقش

کور اگر باشد ز لطفش دیده ی بینا دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 7:11  توسط عاشق کربلا  | 
آقا چند روزه دیگه تولد حضرت معصومه سلام الله علیها هست  قابل توجه وبلاگنویسهای عزیز بعدن نگین به ما نگفتی ها از الان به فکر باشین یه کاری بکنین

علی الحساب این یه حدیث رو داشته باشین تا بعد باز هم براتون بذاریم

حضرت جوادالائمه علیه السلام فرمودن : ( هر کس عمه مرا با معرفت زیارت کند بهشت براو واجب می شود )

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 19:3  توسط عاشق کربلا  | 

 دوست عزیزی از اهواز با دیدن عکسها تعجب کرده بودن که مگه حرم مطهر ائمه بقیع هم گنبد و بارگاه داشته

جریان تخریب قبور مطهر ائمه بقیع بسیار مفصله و اگه بخوایم مفصل توضیح بدیم اولا در حد توان ما نیست و ثانیا مثنوی هفتاد من کاغذ شود ولی اگه بخوام خلاصش را براتون بگم برمی گرده به سال 1344 هجری قمری وقتی که وهابیها روی کار اومدن ابتدا هرجا که از آثار مذهبی را پیدا می کردن که یه گنبد یا بقعه ای داشت خراب می کردن تا اینکه اومدن به مکه و اول در شهر طائف گنبد عبدالله بن عباس را خراب کردن بعد هم در مکه قبه های عبدالمطلب جد پیغمبر و حضرت ابوطالب علیه السلام عموی پیامبر و حضرت خدیجه ام المومنین و همچنین ساختمان محل تولد پیغمبر و محل تولد حضرت زهرا علیها السلام را خراب کردن در مدینه هم مزار حضرت حمزه و سایر شهدای احد را خراب کردن و سپس به مدینه اومدن .

در مدینه شیخ عبدالله بن بلیهد قاضی القضاه وهابیها در ماه رمضان از مکه به مدینه اومد و اول یه سوال را بین مردم مدینه مطرح کرد که نظرشون در باره ی تخریب قبور و مزارها و قبه ها و گنبدهای روی اونها چیه ؟ خیلی از مردم از ترس جوابی ندادن و بعضی هاشون هم گفتن که خراب کردن اونها لازمه و باید خراب بشن .

مرحوم علامه سید محسن امین دراین باره می گه : در واقع مقصود شیخ عبدالله این نبود که استفتاء کنه چون عقیده اونها اینه که همه قبه ها و ضریح ها حتی ضریح و قبه قبر پیغمبر هم باید خراب بشه و هیچ شک و تردیدی هم در این ندارن اما مطرح کردن این سوال فقط برای این بود که بدون مقدمه این کار را نکرده باشند و یه تسکینی به مردم مدینه داده باشن که ما این کار را سر از خود نکرده ایم و از علما !!! استفتاء کرده ایم !

بعد از مطرح کردن این سوال هرچه گنبد و ضریح و مزار توی مدینه و اطراف اون بود را خراب کردن ازجمله گنبدهای ائمه مدفون در بقیع که عباس عموی پیغمبر نیز در ان مدفون بود و همچنین گنبدهای عبدالله و آمنه پدر و مادر پیغمبر صلی الله علیه و آله و قبرهای همسران پیغمبر و اسماعیل فرزند امام صادق و حتی قبر مالک پیشوای مذهب مالکی ها را هم خراب کردن .

خبر ویرانی مقابر به خصوص قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام در سراسر کشورهای اسلامی منتشر شد و کلیه مسلمانهای جهان این اقدام شوم را واقعه ای بزرگ در تاریخ اسلام برشمردند و سیل تلگرافهای اعتراض آمیز از عراق و ایران و سایر کشورهای اسلامی روانه حجاز شد ، در کلیه کشورهای اسلامی به نشانه ی اعتراض مجالس درس و نمازهای جماعت تعطیل شد و به همین مناسبت مراسم عزاداری زیادی برگزار گردید که هنوز هم در سالروز این جنایت عظیم ( هشتم شوال ) مراسمی برگزار میشه

فکر کردم ببینم از کجا شروع کنم یه کتابی هست به نام (وهابیان ) نوشته علی اصغر فقیهی اونجا مینویسه : بسیاری از کسانی که قبل از تخریب قبور مطهر ائمه بقیع اون جا را دیدن وضعیت بنا و دیگر خصوصیات مربوط به بقعه ائمه را با ذکر جزیاتش توی سفرنامه های خودشون نوشتهن و حتی بعضیهاشون هم عسکها و تصاویری از گنبد و بارگاه مربوطه در کتابهاشون گذاشته از جمله این نوسندگان میرزا حسین فراهانی هست که در سال 1302 ق ( 125 سال پیش ) به سفر حج رفته و وضعیت بقیع را اینطور توصیف می کنه :

قبرستان بقیع قبرستان وسیعی است که در شرق مدینه متصل به دروازه ی سور واقع شده و دور تا دور آن را دیوار سه ذرعی از سنگ وآهک کشیده اند و چهار در دارد دو درب آن از طرف غرب و در کوچه ی پشت سور است و یک درب طرف جنوب و درب دیگر آن شرقی و طرف حش کوکب است که در کوچه باغهای بیرون شهر است و از بس در این قبرستان سر هم دفن کرده اند ، اغلب قبرستان یک ذرع متجاوز از سطح زمین ارتفاع به هم رسانیده است و در آن اوقات آمدن حجاج به مدینه همه روزه این قبرستان تا وقت مغرب باز است و هر کس که می خواهد می رود و در غیر وقت حج ظهر روز پنج شنبه باز می شود تا نزدیک غروب روز جمعه بسته است مگر آنکه کسی بمیرد و آنجا دفن کنند.

چهار نفر از ائمه ی اثنا عشر صلی الله علیهم اجمعین در بقعه بزرگی که به طور هشت ضلعی ساخته شده واقع اند و اندرون گنبد او سفید کاری است و بنای این بقعه معلوم نیست از چه کسی و چه وقت بوده اما محمد علی پاشای مصری در سال 1234 قمری به امر سلطان محمود خان عثمانی آن را تعمیر کرده و بعد همه ساله از جانب سلاطین عثمانی این بقعه ی مبارکه و سایر بقعه جات واقعه در بقیع تعمیر می شود .

در وسط این بقعه ی مبارکه ، صندوق بزرگی است از چوب جنگلی خیلی ممتاز و در وسط این صندوق بزرگ دو صندوق چوبی دیگر است و در این دو صندوق پنج نفر مدفونند :

یکی امام ممتحن حضرت حسن سلام الله علیه است و یکی حضرت سجاد علیه الصلاه و السلام است و یکی حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه ، و یکی حضرت صادق علیه التحیه و السلام است و یکی عباس عموی رسول الله صلوات الله علیه و آله است که بنی عباس از اولاد اویند و در وسط بقعه ی متبرکه در طاق نمای غربی مقبره ای است که به دیوار یک طرف او را ضریح آهنی ساخته اند و می گویند قبر حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها است .

چند محل است که مشهور به قبر صدیقه ی طاهره است یکی در بقیع در حجره ای که بیت الاحزان می گویند و به همین ملاحظه اغلب در بیت الاحزان نیز زیارت صدیقه ی کبری را می خوانند و در جلو همین قبر مبارک پرده گلابتون دور کعبه آویخته و از گلابتون بیرون آورده اند که : ( یعنی از نوشته های روی آن این جمله به دست آمده است که ) ( سلطان احمد بن سلطان محمد بن سلطان ابراهیم، سنه احدی و ثلاثین و مائه بعد الالف 1131 )

و در این بقعه ی مبارکه دیگر زینتی نیست مگر دو چهل چراغ کوچک و چند شمعدان برنج و فرش زمین بقعه حصیر است و چهار پنج نفر متولی و خدام دارد که نسل اندر نسل اینجا بوده اند و مواظبتی هم ندارند و مقصودشان اخذ تنخواه ( پول ) از حجاج است .

حجاج اهل تسنن به ندرت در این بقعه ی مبترکه به زیارت می آیند و برای آنها ممانعتی در زیارت نیست و تنخواهی از آنها گرفته نمی شود اما حجاج شیعه هیچیک را بی دادن وجه نمی گذارند داخل بقعه شوند مگر آنکه هر دفعه تقریبا از یک قران الی ÷نج شاهی به خدام بدهند .... و بعد از دادن تنخواه هیچ نوع تقیه در زیارت و نماز نیست و هر زیارتی مخفیانه یا آشکارا می خواهند بکنند آزاد است و ابدا صدمه ای به حجاج شیعه نمی رسانند پشت گنبد ائمه بقیع بقعه ی کوچکی است که بیت الاحزان حضرت زهرا سلام الله علیها است .

البته این قطره ای از مطالب مهی هست که در امکان ما بود به اطلاع شما برسانیم .

به امید روزی که با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شاهد ظهور شکوه وعظمت هر چه بیشتر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باشیم .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 13:33  توسط عاشق کربلا  | 
نمی دونم چطور بعضیا دلشون می یاد راحت می گن قبرستان بقیع اما  برای مثلا قبر اموات خودشون کلاس می ذارن می گن آرامگاه خانوادگی ... یا مقبره خانوادگی و ... اما به اینجا که می رسن مثه اینکه کمشون میاد بگن حرم مطهر ائمه بقیع . خیلی دلم میخاد بدونم مثلا حرم امام رضا که بهش می گن (حرم) به خاطر لوسترها و ضریح طلا و نقره و دربهای طلاکاری شده و اون گنبد بزرگ و .... هست یا به خاطر خود امام رضا بیاییم از این به بعد بگیم حرم مطهر ائمه بقیع علیهم السلام

این هم عکس حرم مطهر ائمه بقیع قبل از خراب شدن به دست وهابیان

حرم مطهر ائمه بقیع قبل از ویران شدن به دست وهابیان

آجرک الله یا صاحب الزمان

آجرک الله یا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 4:0  توسط عاشق کربلا  | 





Powered by WebGozar