تبليغاتX
head> عاشق کربلا

بچه بودم که مادرم حرز تو گردنم میکرد

وقتی محرم میومد پیرهن سیاه تنم میکرد

لباسه پادشاهیه پیرهن سیاهه روضه هات

میخوام بشم آقا فقط خاکه پای غلام سیات

سیاه پوشه حسینیه بهشت دنیایه  منه

بنازمش همه میگن حسین فقط ماله منه

ماه محرم هم رسید  و  موقع به تن کردن احرام عشق، لباس سیاه که تنت می کنی این سینه ات عزاخونه امام حسین میشه، خونه ی دلت رو وقف حضرت زهرا می کنی ، فقط حواست باشه که وقتی لباس سیاه پوشیدی اول حرفات رو با حضرت زهرا  علیها السلام بزن، بگو بی بی جان شنیدم فرزندت امام صادق علیه السلام فرموده: هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمی کنه مگر اینکه دل مادرمون حضرت زهرا علیها السلام را به دست آورده وبا اون حضرت همدردی کرده و مادرمون رو توی گریه کردن برای امام حسین علیه السلام یاری کرده! بی بی جان به خدا خودت می دونی که من این لیاقت رو توی خودم نمی دونم که بخوام با شما همدردی کنم ولی بی بی جان خودت خوب می دونی که وقتی ماه محرم میشه توی این دل من زلزله میشه، انگاری دیگه این دل سیاه و آلوده از گناه هوایی میشه، بدجوری هم هوای کربلا به سرش می زنه، نکنه یه وقت منو به خاطر گناهانم از در خونه ی حسینت رد کنی، حاشا به کرمت خانم!

بی بی جان ! ( اینها را دارم برای تو عزادار حسین و سینه زن امام حسین میگم که امشب حواست رو جمع کنی و بدونی برای کی داری گریه میکنی، بدونی که این گدایی در خونه امام حسین را به هر کسی نمی دن! قدر خودت رو بدون مواظب باش کلاه سرت نره حواست رو خوب جمع کن ببین از امشب چه طور می تونی دل فاطمه زهرا علیها السلام رو به دست بیاری ! یه وقت چشمات رو باز می کنی می بینی دهه ی محرم تموم شد و مثل من سرت بی کلاه موند!

باز هم به قول مرحوم حاج احمد  دلجو که از نوکرای با اخلاص امام حسین توی تهران بود میگفت : بساط امام حسین حاجب و دربون نداره اما هرکسی رو هم راه نمی دن خوب حالا دیگه کم کم آماده بشین برای پوشیدن احرام عشق! بسم الله رو بگین از خدا بخواهین که خودش کمکتون کنه بتونین مرحمی به دل داغدیده فاطمه زهرا بگذارین

حالا برات یه چیزی بگم تا این دلت امشب حساب کار خودش رو بکنه! نمی دونم شما هم شنیدید که یه روز پیغمبر صلی الله علیه و آله اومدن توی خونه ی حضرت زهرا دیدن حضرت زهرا دارن گریه میکنن فرمود دخترم چرا گریه میکنی ؟ فرمود بابا این فرزندی که در رحم دارم با من صحبت میکنه فرمود خوب این که گریه نداره! صدا زدند بابا آخه چند روزیه که لحن خطابش با من عوض شده! میگه اناالغریب انا المظلوم انا العطشان انا الشهید یعنی مادر من غریبم من مظلومم من شهیدم من تشنه ام من شهیدم ! یه وقت پیغمبر فرمودند: دخترم فرزندم حسین راست میگه او را غریبانه با لب تشنه بین دو نهر آب شهیدش می کنن

یه وقت حضزت زهرا  شروع کرد به گریه کردن صدا زد بابا حسین من را کی شهید میکنن ؟ فرمود : فی زمان خال منی و منک و من ابیه و من اخیه یعنی  یه وقتی که نه من هستم نه تو هستی نه باباش امیر المومنین و نه برادرش امام حسن  اینجا بود که حضرت زهرا دومرتبه شروع کردن به گریه کردن بعد صدا زدند ( آی بچه هیئتیها گریه کنای امام حسین ) یعنی بابا یا رسول الله یعنی حسین من گریه کن نداره ؟

پیغمبر فرمودند : نه دخترم غصه نخور به زودی عده ای از خوبان امت من خواهند آمد مردانشون برای مردان اهل بیت من گریه می کنن و زنانشون هم برای زنان اهل بیت من و هر سال عزاداری برای حسین من را گروهی پس از گروه دیگر و نسلی پس از نسل دیگر ، سال به سال تجدید می کنند و بر پا میکنن  روز قیامت هم من دست مردانشون رو میگیرم و شفاعتشون می کنم و تو هم شفاعت زنهای آنها را می کنی

خوب حالا برو امشب ببین  دل حضرت زهرا علیها السلام رو چطوری به دست می آری بگو  اگه اون روز  عصه می خوردی که حسینت گریه کن نداره امروز ما هستیم یا زهرا ! یا زهرا یازهرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/28ساعت 5:19  توسط عاشق کربلا  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان

1 d

آقا جون امام زمان ! فردا روز عید قربونه و حاجی ها همه گوسفندهاشون رو قربونی می کنن & من هم برای قربون این جون ناقابلم رو به درگاهت پیشکش می کنم

یابن الحسن آقا جونم قربون اون قدمهات برم فردا روز عیده و مردم همه به دیدن بزرگترهاشون می رن دست اونها رو می بوسن و از اونها عیدی می گیرن، خوب ما هم می خوایم بیایم به پابوست دستت رو ببوسیم قدمهای نازنینت رو ببوسیم و از دستت عیدی بگیریم راستی میگن "

شب گر رخ ارباب نبیند سخت است  *  نو کر رخ ارباب نبیند سخت است

ما نوکر ارباب تویی مهدی جان    *    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

خوشا به احوال اون حاجی که در این سفر حجش چشمش به جمال بی مثالت روشن شد، و لبخند رضایت را بر لبهای مبارکت دید، خوشا بر احوال علی بن مهزیار که بیست سفر به زیارت خانه خدا رفت به این امید که جمال بی مثال یوسف زهرا رو زیارت کنه که سال بیستم نمی خواست بره ولی توی خواب یه نفر بهش مژده داد که بیا امسال سال وصاله

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود    *   حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست 

خوشا بر احوالت علی بن مهزیار که توی طواف خانه خدا مژده وصال محبوب رو بهت دادن ، امام زمان! چه خوب می شد که این لیاقت رو به من هم می دادی که بیام اونجا و توی صفا و منا و عرفات خانه خدا و کنار حرم نورانی و مطهر ائمه بقیع علیهم السلام قدم بزنم و اونجا بگم

نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواهم

که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی

عید سعید قربان بر همگی شما مبارک باد 

نمی دونم کدوم یک از شما هم به زیارت خانه خدا رفتین و هم نجف اشرف پا توی حرم امیر المومنین گذاشتین، اگه هر دو جا را رفته باشین خوب می دونین که وقتی آدم پا توی حرم امیر المومنین می گذاره همه غم و غصه ها و درد و مصیبتها و خستگی های دنیا رو فراموش میکنه، و گویا لحظاتی که اونجاست اصلا دنیا رو فراموش می کنه

و به قول فواد کرمانی که چه شیرین هم گفته :

بهشت را بهشته ام بهشت من من علی بود

امام زمان! تو هم فرزند همین امیرالمومنین هستی آقا قربون صفای تو که بوی صفای جدت امیر المومنین علیه السلام رو میده راستی که کعبه و منا و عرفات و صفا و مروه بدون تو صفایی نداره و وقتی برای من صفا داره که تو رو هم اونجا ببینم وبا عشق تو اونجا قدم بزنم

راستی بچه ها نظرتون درباره این شعر چیه که میگه :

جنت و نیران ندانم چیست اندر کیش من

قرب تو جنت بود بعد تو نیران است و بس

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 21:36  توسط عاشق کربلا  | 
می دونین یه غصه هست که خیلی آدم رو می سوزونه و اونهم غربت امام باقر علیه السلامه. امشب شب شام غریبان پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، شکافنده علوم،   حضرت باقر العلوم  علیه السلام هست، ولی بمیرم برای غربتش که شب شام غریبانش هیچ کس توی مدینه نیست آخه همه ی حاجی ها که رفتن به مکه و حتی خیلی از شیعه های مدینه، نه شمعی، نه چراغی، نه زائری، نه گنبد و بارگاهی، بمیرم برای غربتت آقا جون

بقیع

شب که تاریک است و در بر روی مردم بسته است

زا ئری چون مهدی صاحب زمان دارد بقیع

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/08ساعت 3:27  توسط عاشق کربلا  | 





Powered by WebGozar